واژه جو

حرورت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حرورت . [ ح َ رَ ] (ع اِمص ) حَرورة. آزادی . آزادمردی . ◄ سوزش و تیزی طعامی در دهان . حروریت .

معنی حرورت | واژه جو