حرکت کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانجنبیدن، تکان خوردنمترادفها و واژههای مرتبطجنبیدن، تکان خوردن، وول خوردن ≠ ساکنشدنکوچ کردن، کوچیدن، جابهجا شدن، نقلمکان کردن ≠ ماندنبه راه افتادن، رهسپارشدن، عزیمت کردنواژه قبلی: حرکت وضعیواژه بعدی: حرکت کن