حرکتکردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
رفتن، تکان خوردن، جنبیدن، جنب خوردن، خرامیدن، راه رفتن، قرار نداشتن، آرام نداشتن، پویا بودن، پوییدن، تکاپو کردن، فعال بودن، پریدن تاب خوردن [آویزان بودن] سفر کردن، گشتن، راه رفتن، سواری کردن، شنا کردن، پرواز کردن، حمل کردن، پس زدن، پیشروی کردن، پس رفتن، نزدیک شدن، دور شدن، رسیدن [ورود]، رهسپار شدن، داخل شدن، نفوذ کردن، بالا رفتن، پایین آمدن، افتادن، نشستن، شیرجه رفتن، دور زدن، چرخیدن، نوسان داشتن، متلاطم بودن