واژه جو

حریات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حریات . [ ح َ ری یا ] (ع ص، اِ) ج ِ حَریّة. سزاواران (از زنان ).

حریات . [ ح ُرْ ریا ] (اِخ ) نام موضعی است در شعر قتال . (معجم البلدان ).

معنی حریات | واژه جو