حرید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرید. [ ح َ ] (ع ص ) دور. ◄ تنها. (منتهی الارب ). فرید. وحید. منفرد. ج، حُرَداء، حِراد. ◄ ماهی قدیدکرده . (منتهی الارب ). ◄ کوکب حرید؛ معتزل منفرد از کواکب . ◄ حی حرید؛ قبیله ٔ منفرد از دیگر قبائل از باب عزت یا قلت . (منتهی الارب ).