حزری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حزری . [ ح َ زَ ی ی ] (اِخ ) محمدبن علی بن غالب، معین الدین . وی معاصر تاج کندی بود و در پیرامن ٦٤٠ هَ . ق . درگذشت . او راست : «الاعتراض المبدی بوهم التاج الکندی ». (هدیةالعارفین ج ٢ ص ١٢١).
حزری . [ ح َ ی ی ] (اِخ ) عبدالعزیزبن احمد اصفهانی، معروف به قاضی ابوالحسن حزری . او یکی از فقهاء داودیین است . عضدالدوله او را قضاء ربع اسفل جانب شرقی بغداد داند، و وی تا سال ٣٧٠ هَ . ق . بقول ابن الندیم حیات داشت، و شاید مدتی پس از آن هم زنده بوده است . او راست : کتاب مسائل الخلاف .