حزم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ) [ ع. ] (اِمص.)<BR>۱- استواری.<BR>۲- پیش - بینی، دوراندیشی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ) [ ع. ] (اِمص.) ۱- استواری. ۲- پیش - بینی، دوراندیشی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حزم . [ ح َ ] (اِخ ) نام موضعی در پیش خطم الحجون در جانب سفلای سدره ٔ آل اسید از طریق نخله و حاج عراق . (معجم البلدان ).
حزم . [ ح َ زَ ] (ع ص، اِ) برآمدگی تهیگاه اسب . تهیگاه برآمدگی اسب . (منتهی الارب ).
حزم . [ ح َ ] (اِخ ) ابن ابی حزم قطعی، از تبع تابعین است .