حزو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حزو. [ ح َ زْ وْ] (ع مص ) فالگوئی کردن . (منتهی الارب ). از غیب خبر دادن . (منتهی الارب ). فال گرفتن به مرغ . فال گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ تقدیر کردن . ◄ برداشتن سراب چیزی را. (تاج المصادر بیهقی ).
حزو. [ ح َ زْ وْ ] (اِخ ) نام وادیی به نجد.