حس گر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداندریافتگر، دریابنده، دریابشگردریافتگر، دریابنده، دریابشگر، پرواسندهواژه قبلی: حسواژه بعدی: حساب