حساب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) شماره کردن.<BR>۲- (اِمص.) شماره، اندازه.<BR>۳- (اِ.) دانش ریاضی.<BR>۴- تخمین، برآورد.<BR>۵- بدهی، قرض. ؛~ ِ کار خود را کردن متوجه خطر یا دشواری کار شدن. ؛~ ِ کار دست کسی بودن هوشیار بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) شماره کردن. ۲- (اِمص.) شماره، اندازه. ۳- (اِ.) دانش ریاضی. ۴- تخمین، برآورد. ۵- بدهی، قرض. ؛~ ِ کار خود را کردن متوجه خطر یا دشواری کار شدن. ؛~ ِ کار دست کسی بودن هوشیار بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حساب . [ ح ِ ] (اِخ ) چشمه ٔ... رجوع به چشمه ٔ حساب شود.
حساب .[ ح َس ْ سا ] (اِخ ) سمعانی گوید: این نسبت خاص است به محمدبن ابراهیم بن الحساب البخاری الفرائضی . و او را از آن روی حساب مینامیدند که عارف به حساب و مقدرات بود. او از موسی بن افلح و صالح بن محمد و حامدبن سهل و جز آنان روایت کند و وفات او به ذی القعده ٔ سال ٣٣٩ هَ . ق . بود. و سپس گوید: قال ابن ماکولا کذالک اخمرت به عن محمدبن احمدبن سلیمان البخاری الحافظ فی تاریخ بخارا و کذالک وجدته مضبوطاً بخطه . (سمعانی ).
حساب . [ ح َس ْ سا ] (ع ص، اِ)شمارگر. (مهذب الاسماء). محاسب . شمارگر. (سمعانی ).
مترادف و متضاد واژهدان
آمار، شمارش، شماره، شمار اندازه، تعداد، حد، عده سیاهه، بیلان محاسبه، شمردن ریاضی بدهی، قرض (متضاد: طلب، بستانکاری) صورت حساب تخمین، برآورد قیامت، رستاخیز دلیل، منطق درست، صحیح انگیزه، سبب، جهت
فرهنگ طیفی واژهدان
حسابداری، حسابوکتاب، حسابدهی، دفتر داری، دفترداری دوبل، هزینهیابی، حسابداری قیمتتمامشده نگهداری دفاتر حسابرسی، ممیزی ترازنامه، صورتهای مالی، گزارشهای حسابداری صورتحساب ماهانه، صورت وضعیت، تراز آزمایشی، مانده حساب، فهرست اقلام باز حسابسازی، خطخوردگی محاسبه، حساب سرانگشتی، شمارش حسابخواهی، بازخواست، پرسش
واژگان فارسی سره واژهدان
مارش، مارش، شمارشگری، شمارش، شمار، رایشگری، دانش شمارگان، برآورد
واژگان قرآن
مَا عَلَیْکَ مِنْ حِسابِهِم در این که منظور از «حساب» در اینجا چه حسابى است؟ در میان مفسران گفتگو است: بعضى احتمال داده اند که منظور از «حساب»، حساب روزى آنها است، یعنى اگر دست آنها از مال و ثروت تهى است بارى بر دوش تو نمى گذارند; زیرا حساب روزى آنها با خدا است. همان گونه که تو نیز بار زندگى خود را بر دوش آنها نمى گذارى و حساب روزى تو با آنها نیست. ولى ظاهر این است که منظور از «حساب»، حساب اعمال است همان طور که بسیارى از مفسران گفته اند.(16)