حساب شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حساب شدن . [ ح ِ ش دَ ] (مص مرکب ) محسوب شدن . چیزی را به حساب کسی گذاشتن اعم از این که مال شخصی او باشد یا نه . (قاموس کتاب مقدس ). ♦ چیزی به حساب کسی منظور شدن ؛ به پای او محسوب گردیدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حساب شدن . [ ح ِ ش دَ ] (مص مرکب ) محسوب شدن . چیزی را به حساب کسی گذاشتن اعم از این که مال شخصی او باشد یا نه . (قاموس کتاب مقدس ). ♦ چیزی به حساب کسی منظور شدن ؛ به پای او محسوب گردیدن .