حساب کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانهمارنیدن، شمردن، راییدن، بر شمردنمترادفها و واژههای مرتبطشماره کردنشمردن، محاسبه کردنسنجیدنواژه قبلی: حساب شدهواژه بعدی: حسابدار