حسابداری کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
حساب نگاه داشتن، چرتکه انداختن، دفتر نوشتن، هزینهیابی کردن، وارد دفاتر کردن، ثبت کردن بدهکار کردن، بستانکار کردن، حساب کردن، منظور کردن، شارژ کردن، ثبت کردن تراز گرفتن، صورتحساب صادر کردن حسابرسی کردن، ممیزی کردن انبارگردانی کردن