حساس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ سّ) [ ع. ] (ص.) ۱- حس کننده، دریابنده. ۲- کسی که موضوعی را زود درک کند. ۳- در فارسی: زود رنج.مترادفها و واژههای مرتبطاحساساتیدلنازک، رقیقالقلب، زودرنج، سریعالتاثر، نازکدل ≠ بیتفاوت، غیرحساسخطیر، مهم، حیاتی، درخور توجهواژه قبلی: حسادتواژه بعدی: حساسیت