حسام آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسام آباد. [ ح ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان بخش مرکزی شهرستان شوشتر در ١٣هزارگزی جنوب خاوری شوشتر و ٥هزارگزی خاوری راه تابستانی شوشتر به بندقیر کنار باختری رود گرگر. دشت وگرمسیر است و ٢٠٠ تن سکنه ٔ شیعه ٔ فارسی و عربی زبان دارد. آب آن از رودخانه ٔ کارون و محصول آنجا غلات، برنج، صیفی، کنجد و شغل اهالی زراعت است . ساکنین از طایفه ٔ عرب میباشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
حسام آباد. [ ح ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان در ٣٦٠٠٠ گزی جنوب باختر قیدار و ١٢٠٠٠ گزی راه مالرو عمومی . کوهستانی و سردسیر است . ٦٠٠ تن سکنه ٔ شیعه ٔ ترک زبان دارد. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات، انگور، جالیزکاری و شغل اهالی زراعت، قالیچه، گلیم و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).
حسام آباد.[ ح ِ ] (اِخ ) قریه ای است در دو فرسنگ و نیمی جنوب دشتک از بناهای سلطان مرادمیرزای حسام السلطنه . و در سال هزار و دویست و هشتاد و سه (١٢٨٣ هَ . ق .) حسام السلطنه در آنجا قلعه ای احداث کرد. (فارسنامه ناصری ).