واژه جو

حساکاوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حساکاوان . [ ح َ ] (اِخ ) از نواحی کرمانشاه بوده است . مستوفی گوید : از کرمانشاه تا جکارمس شش فرسنگ و از آن تا دیه حساکاوان پنج فرسنگ و از او تا دیه کرند و خوشان شش فرسنگ است . (نزهةالقلوب ج ٣ ص ١٦٥).

معنی حساکاوان | واژه جو