واژه جو

حسبتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسبتن . [ ح َ ب َ ت َ ] (اِخ ) این کلمه در مجمل التواریخ و القصص (ص ١١٧) بکار رفته و آقای بهار احتمال داده است که نام وزیری باشد. رجوع به آن کتاب شود.

معنی حسبتن | واژه جو