واژه جو

حسن التعلیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن التعلیل . [ ح ُ نُت ْ ت َ ] (ع اِ مرکب ) در علم بدیع، آنکه شاعر یا منشی اثبات کند صفت چیزی را و برای ثبوت آن صفت سببی و علتی مناسب ادعا کند مگر در حقیقت سبب و علت آن نباشد. مثال آن در فارسی : لاله که بدل گره شدش دود از آه من است حسرت آلود. امیرخسرو. رجوع به حسن تعلیل شود.

معنی حسن التعلیل | واژه جو