واژه جو

حسن توفیق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن توفیق . [ ح َ س َ ت َ ] (اِخ ) ابن محمد قاضی زاده باطومی قسطنطنیه ای رومی . نویسنده ٔ اداره ٔ دریاداری بود (١٢٥٢ - ١٣٢٦ هَ . ق .). او راست : دیوان شعر و خیالات دل و جز آن به ترکی . (هدیةالعارفین ج ١ ص ٣٠٣).

معنی حسن توفیق | واژه جو