واژه جو

حسن حمودی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن حمودی . [ح َ س َ ن ِ ح َم ْ مو ] (اِخ ) ابن یحیی بن علی بن حمود ملقب به مستنصر از خلفای بنی حمود اندلس بود و در مالقه میزیست و در ٣٤٢ هَ . ق . بخلافت نشست و در ٤٣٨ هَ . ق . خلع شد و در ٤٤٦ هَ . ق . با زهر مسموم گشت و درگذشت . (زرکلی چ ١ ص ٢٤٣ بنقل از الجداول المرضیه ص ١٩٥).

معنی حسن حمودی | واژه جو