واژه جو

حسن خزاعی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن خزاعی . [ ح َ س َ ن ِ خ ُ ] (اِخ ) ابن حسین بن مصعب از سران لشکر مأمون عباسی در خراسان بود ویاغی شد و به کرمان رفت، و مأمون او راشکست داد و اسیر کرد و عفو نمود و در ایام واثق در طبرستان ٢٣١ هَ . ق . درگذشت . (اعلام زرکلی چ ١ ص ٢٢٤).

معنی حسن خزاعی | واژه جو