واژه جو

حسن روملو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن روملو. [ ح َ س َ ] (اِخ ) مورخ دوره ٔ صفوی . او راست : «احسن التواریخ ». (ذریعه ج ١ ص ٢٨٨) (از سعدی تا جامی ص ٥٦٤) (سبک شناسی ج ٣ ص ٢٦٠) (فهرست سپهسالار ج ٢ ص ٤١٢). و رجوع به روملو شود.

معنی حسن روملو | واژه جو