حسن سانزواری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسن سانزواری . [ ح َ س َ ن ِ ] (اِخ ) ابن حسن مکنی به ابومحمد. در ذریعه (ج ١ ص ١٦٩) بنقل از ریاض العلماء اجازه ٔ او را که در صفر ٥٧٠ هَ . ق . برای قاضی بهاءالدین ابوالفتوح محمدبن احمد وزیر نوشته بوده، یاد کرده است و گوید شاید مصحف سبزواری باشد.