حسن طلب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسن طلب . [ ح ُ ن ِ طَ ل َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طلب کردن چیزی را از کسی به کنایت و اشارت پاکیزه، به صورتی که قبح سؤال ظاهر نشود. چنانکه ستودن چیز کسی را پیش مالکش . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و رجوع به مرآت الخیال ص ١١٨ و نیز رجوع به ترکیبات حسن شود.