واژه جو

حسن عراقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن عراقی . [ ح َس َ ن ِ ع ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی، مکنی به ابوعلی حلبی . شاعر. درگذشته ٔ ٨٠٣ هَ . ق . او راست : الدرالنفیس و جز آن که در هدیةالعارفین (ج ١ ص ٢٨٧) آمده است .

معنی حسن عراقی | واژه جو