واژه جو

حسن قوی در

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن قوی در. [ ح َ س َ ن ِ دَ ] (اِخ ) ابن علی خلیلی (١٢٠٤ - ١٢٦٢ هَ . ق .). از فرزندان عبداﷲ غزوانی مغربی است، و پدرش در قدس خلیل سکونت گزید و او در مصرو در همانجا درگذشت . او راست : الاغلال و السلاسل و چهار کتاب دیگر که در هدیة العارفین ج ١ صص ٣٠١-٣٠٢ یاد شده است . (اعلام زرکلی ص ٢٣٤) (معجم المطبوعات عربی ).

معنی حسن قوی در | واژه جو