حسن لگذه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسن لگذه . [ ح َ س َ ن ِ ل ُ ذَ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ اصفهانی معروف به لغذه و لکذه و مکنی به ابوعلی . یاقوت گوید: به بغداد آمد و بفنون ادب نیک معرفت داشت و در قیاس ماهر بود و هنگام تکلم حق سخن ادا میکرد و در نحوو لغت امام بود و در طبقه ٔ ابوحنیفه ٔ دینوری بود و اساتید آنها یکی است و بین ایشان مناقضات بسیار بود.و ابوعلی لغذه علم لغت را نزد باهلی و کرمانی شاگرداخفش آموخت . لغذه در مجلس ابواسحاق حاضر میشد و درس او را مینوشت آنگاه با وی مخالفت کرد و دیگر به مجلس او ننشست و مطالب وی را نقض میکرد. حمزه گوید: اهل لغت در اصفهان میگفتند عده یی در اصفهان سرآمد شدند و مردم از آنها اخذ علم میکردند و یکی از آنها ابوعلی لغذه است که در لغت و نحو و شعر استاد بود. در خردی کتب ابوزید و اصمعی و ابوعبیده را از حفظ کرد پس از آن به تتبع محفوظات خود پرداخت و بر اعرابی که به اصفهان می آمدند آنها را عرضه داشته و آزمایش می کرد. و این اعراب بر محمدبن یحیی بن ابان فرود می آمدند و گرداگرد خانه ٔ او در باغ سلم بن عود چادر می زدند، و ابوعلی هر روز نزد آنها میرفت و هرچه برای او از لغت مشکوک بود از ایشان میپرسید و در کتابی که آن را «نوادر» نامید ثبت میکرد، و در آخر عمر مانند وی در عراق نبود. حمزه گوید: کتاب «نوادر» او کتابی بزرگ است وهرچه در دست مردم است از نوادر ابوزید در این کتاب فراهم است . و از کتب کوچک او است : کتاب الصفات، کتاب خلق الانسان، کتاب خلق الفرس . و کتب بسیار دیگر و ردهابر علمای لغت و راویان شعر و شاعران دارد که ما آنها را در یک کتاب جمع کرده و برای ابواسحاق زجاج فرستادیم . محمدبن اسحاق الندیم گوید: از تصانیف اوست : کتاب الرد علی الشعراء که ابوحنیفه ٔ دینوری آن را نقض کرده است . کتاب النطق، کتاب الرد علی ابی عبید فی غریب الحدیث . کتاب علل النحو. کتاب التسمیة. کتاب شرح معانی الباهلی . کتاب نقض علل النحو. کتاب الرد علی ابن قتیبه فی غریب الحدیث . و حمزةبن حسن اصفهانی در کتاب اصفهان اشعاری از لغذه آورده است، و از آنهاست : ذهب الرجال المقتدی بفعالهم و المنکرون لکل امر منکر و بقیت فی خلف یزین بعضهم بعضاً لیستر معور عن معور ما اقرب الاشیاء حین یسوقها قدر و ابعدها اذالم تقدر الجد انهض بالفتی من کده فانهض بجد فی الحوادث او ذر و اذا تعسرت الامور فارجها و علیک بالامر الذی لم یعسر. رجوع به معجم الادباء و روضات الجنات صص ٢١٤- ٢١٦ و هدیة العارفین ج ١ صص ٢٦٨-٢٦٩ و ابوعلی و لگذه در همین لغت نامه شود.