واژه جو

حسن مخلص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن مخلص . [ ح ُ ن ِ م َ ل َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حسن مخالص . ظهیرالدین سمرقندی آرد: و از جمله ٔ بلاغت آن است که تخلص نیکوتر بود و چنان بود که شاعر تکلف کند و بیت مخلص نیکوتر و قوی گوید. (ترجمان البلاغة ص ٥٧).

معنی حسن مخلص | واژه جو