واژه جو

حسن مست

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن مست . [ ح َ س َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کسایر بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد، ٢٤هزارگزی جنوب باختری بجنورد. کوهستانی، معتدل . سکنه ٔ آن شش تن، شیعه ٔ فارسی زبان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی حسن مست | واژه جو