حسن مطلب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسن مطلب . [ ح ُ ن ِ م َ ل َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تهانوی آرد: نزد بلغاء آن است که شاعر یا نثرنگار پس از تمهید مقدمه، شروع بذکر غرض و منظور کند. مانند: ایاک نعبد، و ایاک نستعین . اهدنا ... (قرآن ٣/١و٤). و این موضوع نزدیک به حسن تخلص باشد چنانچه در «اتقان » گفته است . و نیز قریب به آن است حُسن طلب . و در «جامع الصنایع» آرد: حسن طلب آن است که چون چیزی طلب کند، بطریقی طلب کند که به ادب نزدیک بود و با ایهام و لطیفه دلاویز گردد. مانند: چه حاجتست که مطلوب در میان آرم زروشنی چو ضمیر تو غیب دان آمد. و نیز: ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجت است جام جهان نماست ضمیر منیر دوست اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است . حافظ.