حسن کیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسن کیف . [ ح َ س َ ک َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش کلاردشت از شهرستان نوشهر ٤٩هزارگزی جنوب باختری چالوس، ٢١هزارگزی باختر مرزان آباد مرکز بخش کلاردشت . مختصات جغرافیایی آن بشرح زیر است : طول ٥١ درجه و ٩ دقیقه، عرض ٣٦ درجه و ٣٢ دقیقه . موقعیت طبیعی : جلگه ٔ خوش آب و هوا. آب آن از رودخانه ٔ سرداب رود.محصول عمده ٔ آن غلات، لبنیات . سکنه ٔ آن در حدود ٥٠٠ تن . در سالهای ١٣١٠-١٣٢٠ هَ . ش . بامر پهلوی از مرزان آباد واقع در ٢٨هزارگزی چالوس راه شوسه ای به این قصبه کشیده شد سپس بناهای زیبا و ویلاهای معظم در قسمت علیای آبادی احداث گردید. یک دستگاه مهمانخانه ٔ باشکوه آن ناتمام میباشد. ادارات دولتی مانند بخشداری، بهداری، کشاورزی، شعبه ٔ واکسن سرم سازی در این قصبه هستند و از ویلاهای نوساز استفاده مینمایند. افراد پادگان نظامی مرزان آباد تابستان به این محل می آیند. همه روزه باستثنای زمستان اتوبوس عمومی بین چالوس و این قصبه رفت و آمد مینماید. دبستان و چند باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣). و رجوع به حبیب السیر و مازندران و استرآباد رابینو ص ١٠٨ و ١٥٥ شود.
حسن کیف . [ ح َ س َ ک َ ] (اِخ ) شهری است مابین شام و بغداد. عبداﷲ هاتفی در عزیمت صاحبقران از بغداد بجانب شام گفته : عراق عرب را چو آباد کرد دیار حسن کیف را یاد کرد. (از آنندراج ).