حسنک میکال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسنک میکال . [ ح َ س َ ن َ ک ِ ] (اِخ ) رجوع به ابوعلی حسن بن محمد میکالی و دستورالوزراء ص ١٤١ و تاریخ بیهقی ص ١٠٩ و حبیب السیر و تاریخ سیستان صص ٣٦٠-٣٦١ و غزالینامه شود: و وزیر حسنک را در شب برده بودند سوی هراة. (تاریخ بیهقی ص ٤٨).