حسنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسنی . [ ح َ س َ ] (اِخ ) چاهی نزدیک معدن النقره است که از آن زبیده بوده است . (معجم البلدان ).
حسنی . [ ح َ س َ ] (اِخ ) نام قصری و منسوب به حسن بن سهل وزیر مأمون است . (معجم البلدان ).
حسنی . [ ح ُ ] (اِخ ) قریه ای نزدیک علوی میان راه سلطان آباد اراک و اصفهان . و گاه این دو را با هم «عَلوی حسنی » گویند. مابین حسین آباد و ده حق .