حسویه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسویه . [ ح َ وی ی َ ] (اِخ ) ابن سلک بن محمد که شهر ایگ را در فارس بساخت . (ابن بلخی ص ١٦٥). ایگ بروزگار متقدم دیهی بود و حسویه آن را بشهری کردست . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٣١). و قلعه است آنجا (اصطهبانان ) سخت محکم و بدست حسویه است . (همان صفحه ). قلعه ٔ اصطهبانان، هم قلعه ای عظیم است و حسویه را است و چون اتابک چاولی بجنگ حسویه رفت وپس صلح کردند این قلعه را خراب کرد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٥٧). و رجوع به نزهة القلوب ج ٣ ص ١٣٨ شود.