حسیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسیف . [ ح َ ] (ع اِ) آواز خاریدن مار خودرا با یکدیگر برای برآمدن از پوست . (منتهی الارب ). ♦ بئر حسیف ؛ چاه کنده شده در سنگستان که آبش منقطع نگردد از بسیاری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسیف . [ ح َ ] (ع اِ) آواز خاریدن مار خودرا با یکدیگر برای برآمدن از پوست . (منتهی الارب ). ♦ بئر حسیف ؛ چاه کنده شده در سنگستان که آبش منقطع نگردد از بسیاری .