واژه جو

حسین یونینی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسین یونینی . [ ح ُ س َ ن ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن حسین بن محمدبن احمدبن زغیب اللاکودی جشعمی بعلبکی فقیه شاعر. در یونین از اعمال بعلبک متولد گشت و در همانجا در ١٢٩٤ هَ . ق . / ١٨٧٧ م . درگذشت دیوان شعر و شرحی بر لمعه دارد. (معجم المؤلفین از اعیان الشیعه ج ٢٧ ص ١٧٦).

معنی حسین یونینی | واژه جو