حشم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ شَ) [ ع. ] (اِ.) خویشان و بستگان و خدمتگزاران شخص.مترادفها و واژههای مرتبطغنم، چهارپا، دوابموکب،نعمتواژه قبلی: حشلواژه بعدی: حشمت