واژه جو

حصم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حصم . [ ح َ ] (ع مص ) جق . (تاج المصادر بیهقی ). تیز دادن یا خاص است به اسپ .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ شکستن .

معنی حصم | واژه جو