واژه جو

حصن مقدیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حصن مقدیة. [ ح ِ ن ِ م َ ی َ ] (اِخ ) یاقوت آنرا از گفته ٔ ابن نقطه چنین ضبط کرده، گوید: از اعمال اذرعات است که آن از اعمال دمشق میباشد. (معجم البلدان ).

معنی حصن مقدیة | واژه جو