حطام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حُ) [ ع. ] (اِ.) ریزه گیاه خشک، پاره و شکسته از چیزی خشک.مترادفها و واژههای مرتبطمال اندکخردهها، ریزههامال، ثروت، داراییواژه قبلی: حطواژه بعدی: حطب