حظی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حظی . [ ح َ ظا ] (ع اِ) شپش . (منتهی الارب ).
حظی . [ ح َ ظی ی ](ع ص ) حظیظ. مرد دولتی . بخت مند. بختور. بختیار. حظ.محظوظ. (منتهی الارب ). ◄ بهره مند. (دهار). ◄ مرد باقدر. (منتهی الارب ). صاحب منزلت و نام . (غیاث ). ◄ (اِ) اسب هشتم در مسابقت . (مهذب الاسماء). اسب هشتم از ده یا دوازده اسب رهان در عرب . صاحب غیاث اللغات گوید: اسپ هشتم است و درنصاب بضرورت نظم بمحل هفتم واقع شده، لکن صاحب منتهی الارب و دهار اسب هفتم گفته اند. آنکه در سبق مرکوب او در مرتبه ٔ هشتم است .
حظی . [ ح َظْی ْ ] (ع مص ) بهره مند شدن . (دهار). ◄ دولتمند شدن . بختیار گشتن .