حفر کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانکندن، فروکندنمترادفها و واژههای مرتبطکندن، گود کردنواژه قبلی: حفاظتواژه بعدی: حفره