حفر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ) [ ع. ] (مص م.) کندن، گود کردن.مترادفها و واژههای مرتبطحفاری، کندن، گود کردنکاوش کردن، کاویدنکاوشواژه قبلی: حفدواژه بعدی: حفره