حفظ کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننگهداشتن، نگهداری کردن، از بر کردنمترادفها و واژههای مرتبطنگهداشتن، نگاه داشتن، محافظت کردناز بر کردن، آموختن، یاد گرفتنضبط کردنواژه قبلی: حفظ بودنواژه بعدی: حق