حفل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ) [ ع. ] (مص ل.) انبوه شدن، گرد آمدن.<BR>۲- (اِ.) جمعیت، گروه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ) [ ع. ] (مص ل.) انبوه شدن، گرد آمدن. ۲- (اِ.) جمعیت، گروه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حفل . [ ح َ ] (ع اِ) انجمن . (مهذب الاسماء). گروه . جمع و گروه مردم . (منتهی الارب ). ♦ جمعی حفل ؛ مردمی بسیار. ♦ حفلی از ناس ؛ جمعی از مردم .
حفل . [ح َ ] (ع مص ) حفول . حفیل . احتفال . گردآمدن . (زوزنی ).جمع شدن . گرد آمدن گروه : حفل قوم ؛ مجتمع شدن آنان . ◄ جمع شدن شیر و آب . پر شدن شیر در پستان . گرد آمدن آب و پر شدن . گرد آمدن شیر و امثال آن . گرد آمدن و پر شدن آب و شیر پستان . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ پاک داشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ). پاک دادن . (دهار). پاک شدن . (زوزنی ). ◄ زدودن . (تاج المصادر بیهقی ). جلا دادن .روشن کردن . ◄ آراستن . (منتهی الارب ). ◄ نیک باریدن باران . (تاج المصادر بیهقی ). ♦ حفل دمع ؛ بسیار شدن اشک . ♦ حفل سماء ؛ نیک باریدن باران . (منتهی الارب ).
حفل . [ ح ُف ْ ف َ ](ع اِ) ج ِ حافل . (منتهی الارب ). رجوع به حافل شود.