حفن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حفن . [ ح َ ف َ ] (ع مص ) قدم برگردانیدن گاه رفتن که خاک برانگیزد. وقت رفتن هر دو پا برگشتن چنانکه گرد برخیزد به سبب آن . (منتهی الارب ).
حفن . [ ح ُ ف َ ] (ع اِ) ج ِ حُفنة و حِفنة. (منتهی الارب ).
حفن . [ ح َ ] (اِخ ) قریه ای است به صعید مصر. و بعضی گفته اند ناحیتی باشد از نواحی مصر. (منتهی الارب ).