حفیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حفیر. [ ح َ ] (ع اِ) گور. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). گور کنده . (منتهی الارب ). گور کنده شده . (غیاث از منتهی الارب ). ◄ گودال . حفر. (از اقرب الموارد).
حفیر. [ ح َ ](اِخ ) نام نهریست به اردن از منازل بنی القین بن جسر.(معجم البلدان ). ◄ آبی و موضعی است میان مکه و بصره و که به حَفَر مشهور شده است . و بدانجا کفتار بسیار باشد. و اولین منزل حاجیان بصره است . (معجم البلدان ). ◄ نام موضعی است به نجد.
حفیر. [ ح َ / ح ُ ف َ ] (اِخ ) آبی از بنی جعفربن کلاب . ◄ نام آبی از بنی هجیم به پنج میلی بصره . ◄ نام منزلی میان ذوالحلیفة و ملک . ◄ نام آبی به اجا. (معجم البلدان ).