واژه جو

حق القدم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حق القدم . [ ح َق ْ قُل ْ ق َدَ ] (ع اِ مرکب ) پارنج . پایمزد. مزدپا. ◄ مزد طبیب که بخانه آید. ◄ مزد قاصد.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حق القدم | واژه جو