حق بین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حق بین . [ ح َ ] (نف مرکب ) آنکه مراعات حق کند. آنکه حدسهای او صائب است .
مترادف و متضاد واژهدان
باانصاف، دادگر، عادل، منصف حقیقتبین، درستنگر، واقعبین واقعگرا، واقعیتگرا (متضاد: پندارگرا)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی