حقایق شناس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حقایق شناس . [ ح َ ی ِ ش ِ ] (نف مرکب ) شناسنده و عارف حقایق : حقایق شناسی جهاندیده ای هنرمندی آفاق گردیده ای . (بوستان ). چنین گفت مرد حقایق شناس کز این هم که گفتی ندارم هراس . (بوستان ). توان گفتن این با حقایق شناس ولی خرده گیرند اهل قیاس . (بوستان ).